حراج!

دانش و روش بندگی

توضیحات خلاصه :

شابک: ۲-۰۱-۷۸۳۵-۶۰۰-۹۷۸
عنوان: دانش وروش بندگي
برگرفته از آثار آيت الله جوادي آملي
گروه تحقیق: .
نوبت چاپ: سوم
زبان: فارسی
تاریخ چاپ: ۱۳۹۴
نوع جلد: جلد سخت (گالینگور)
قطع: وزیری
شمارگان: ۲۰۰۰
تعداد صفحات: ۷۳۶
وزن(گرم): ۱۲۶۰

۲۵,۵۰۰ تومان ۲۳,۰۰۰ تومان

دانش و روش بندگی

 

دانش و روش بندگی

مراحل كمال انسان تا امامت پارسايان
انسان براى كمال آفريده شده است و بالاترين كمال و مقام براى وى رسيدن به مقام قرب الهى است؛ به اين معنا كه انسان آن چنان ترقى كند كه به حضور خدا برسد، نه تنها بداند خدايى هست كه او را آفريده است و به كارهاى او آگاه و به اعمال او رسيدگى مى كند، بلكه همواره خود را در محضر و مشهد خداى عظيم كريم مى بيند. خدا را در تمام شئون زندگى خود حاضر و ناظر مى يابد و اگر انسان به اين مقام باريافت، كارهاى خود را خالصاً لوجه الله و هماهنگ با اراده او انجام مى دهد و به ديگر سخن انسانى كه به مقام عنداللهى و قرب خدا رسيد مى يابد كه بين او و خدايش هيچ حجاب و مانعى وجود ندارد، همان گونه كه بين خدا و انسان هيچ حجاب و مانعى وجود ندارد و كمال واقعى انسان در اين است به جايى برسد كه بين خود و خدايش حجاب و حايلى نيابد.
ناگفته نماند تا براى انسان ثابت نشود كه خدا با اوست و از افكار و اعمال او باخبر و مطلع است، هرگز نمى تواند به مقامى برسد كه بين او و خدايش حجابى نباشد. در اينجا چند مطلب مطرح مى شود:
۱٫ خدا به انسان نزديک است و بين خدا و انسان حجابى وجود ندارد.
۲٫ مانع و حجاب بين انسان و خدا توسط خود انسان ايجاد مى شود و آن گناهان و تعلقات دنيايى است.
۳٫ مراحل كمال انسان با پيمودن مراحلى طى مى شود كه پايان آن امامت پارسايان است.

خدا به انسان نزديك است
نزديكى خدا به انسان در آيات گوناگونى بيان شده است در آيه اى مى فرمايد: من به شما نزديكم: ﴿و اِذَا سَاَلَكَ عِبادى عَنّى فَاِنّى قَريبٌ اُجيبُ دَعوَةَ الدّاعِ اِذا دَعانِ فَليَستَجيبوا لى و ليُؤمِنوا بى لَعَلَّهُم يَرشُدون﴾ اگر بندگان من مرا از تو پرسيدند، من نزديكم اگر كسى مرا بخواند او را اجابت مى كنم پس به من ايمان آوريد و دعوت مرا اجابت كنيد در آيه اى ديگر مى فرمايد: من از نزديكانتان به شما نزديكترم: ﴿و نَحنُ اَقـرَبُ اِلَيهِ مِنكُم و لـكِن لا تُبصِرون﴾ ما به اين محتضر از شما نزديكتريم و لكن شما نمى بينيد و در مرحله سوم مى فرمايد: من از رگ گردن به شما نزديكترم: ﴿و لَقَد خَلَقنَا الاِنسـانَ و نَعلَمُ ما تُوَسوِسُ بِهِ نَفسُهُ و نَحنُ اَقـرَبُ اِلَيهِ مِن حَبلِ الوَريد﴾ ما انسان را آفريديم و از وسوسه هاى نفس او باخبريم و از رگ گردن كه رگ حيات اوست به او نزديكتريم و در مرحله چهارم مى فرمايد: من به شما از خود شما نزديكترم و بين من و شما هيچ فاصله اى وجود ندارد: ﴿اَنَّ اللهَ يَحولُ بَينَ المَرءِ و قَلبِهِ﴾ خدا بين قلب انسان كه همان حقيقت و روح انسان و انسانيت اوست، فاصله مى شود؛ يعنى بين ما و حقيقت ما خدا فاصله است. آنچه در قلب ما مى گذرد در قلمرو قدرت اوست. وقتى خدا بين انسان و قلب او حايل گردد؛ يعنى هيچ فاصله اى وجود ندارد و اگر ما آن قرب و نزديكى را نمى يابيم، به دليل وجود حجاب ها و موانعى است كه بين ما و او وجود دارد، بايد اين حجاب و مانع را برطرف كرد و به او نزديک شد.

شناخت موانع راه
آنچه كه بين انسان و خدا فاصله ايجاد مى كند، شهوات، گناهان انسان و تعلقات او به دنياست.
آدمى در مرحله اول بايد شهوات و گناهان را ترک گويد و اوامر خدا را انجام دهد و براى اينكه بتواند در ترک گناهان موفق شود، اول بايد اهل مراقبه باشد؛ يعنى مواظب باشد و گردن بكشد كه چه كرده است و در سخنى مى گويد: مراقب باشد كه چه گفته است، بداند ﴿يَعلَمُ خائِنَةَ الاَعيُنِ و ما تُخفِى الصُّدور﴾ خدا نگاه خائنانه را مى داند و به آنچه كه سينه ها پنهان مى كند آگاه است. اين انسان كه به مقام مراقبه رسيد، مواظب تمام كارهاى خود هست تا خلاف نكند.
و ثانياً اهل محاسبه است؛ يعنى پيوسته كارهاى خود را حساب رسى مى كند، يک لحظه خود را فراموش نمى كند.
اگر انسان با مراقبت و محاسبتْ گناهان و معاصى را ترک كرد ممكن است با مانع ديگرى به نام تعلقات و دلبستگى ها به دنيا و زخارف دنيا مواجه شود كه دنيا را در نظر او زيبا ساخته و در نتيجه او را بفريبد و به خود مشغول سازد؛ اما انسانى كه در مسير سلوک الهى گام برمى دارد، تلاش مى كند تا اين تعلقات را رها كند و راه آن اين است كه وى بداند زيورهاى اين جهان ناپايدارند و زيورهاى ناپايدار اين جهان زيور زمين و آسمان است نه زينت جان انسان ها. خداى سبحان در آيات قرآن مى فرمايد: ﴿اِنّا جَعَلنا ما عَلَى الاَرضِ زينَةً لَها﴾ آنچه در روى زمين است ما آن را زينت زمين قرار داديم نه زينت شما و فرمود: ﴿اِنّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنيا بِزينَةٍ الكَواكِب﴾ ما آسمان دنيا را با ستارگان زينت داديم. با اين دو روشن شد كه آنچه در زمين است، زينت زمين است نه زينت انسان و آنچه در آسمان است، زينت آسمان است نه زينت انسان؛ اما زينت جان انسان ايمان و اعتقاد به خدا و معاد است: ﴿و لـكِنَّ اللهَ حَبَّبَ اِلَيكُمُ الايمانَ و زَيَّنَهُ فى قُلوبِكُم﴾ خدا اعتقاد به مبدأ و معاد و وحى و نبوّت را محبوب انسان و اين عقيده را زيور جان آدمى قرار داد. پس زينت انسان نه آن انگشتر و فلزى است كه در دست اوست نه آن درجه اى است كه بر دوش اوست و نه آن تاجى است كه بر فرق اوست و نه آن لباس و عبا و ردايى است كه بر تن اوست و نه آن كفش و چكمه اى است كه بر پاى اوست و نه آفتابى است كه بالاى سر او مى تابد و نه باغ و راغى است كه در زير پاى اوست، زيرا اين ها جداى از انسان است و آنچه كه با انسان است؛ يعنى ايمان و اعتقاد پاک، زينت انسان است.

مراحل كمال انسان در رسيدن به امامت پارسايان
پس از آنكه موانع راه و سير الى الله شناخته شود، بايد تلاش كند با آن موانع برخورد كند و آن ها را از مسير راهش بردارد؛ يعنى شهوات و معاصى را ترک گويد و خود را از تعلقات و وابستگى به دنيا و لذات و زينت هاى دنيا، آزاد سازد و با آزادسازى قدم به قدم در صراط مستقيم در مسير عنداللهى شدن و رسيدن به قرب الهى پيش رود. براى اينكه در اين مسير قرار گيرد و گام به گام به سوى مقصد به جلو برود تا آن جا كه امام پارسايان گردد، بايد مراحلى را طى كند و اين مراحل عبارتند از:
معرفت
اولين گام براى سالكى كه در مسير عنداللهى شدن است، شناخت و معرفت است. حضرت على (ع) خطاب به كميل فرمود: «ما من حركةٍ إلّا و أنت محتاج فيها إلى معرفة» هيچ حركتى نيست جز اينكه انسان در آن به معرفت و شناخت نيازمند است و اگر سير در راه و حركت در آن بدون معرفت باشد، پيمودن آن انسان را از مقصد دورتر مى كند. بر اين اساس، انسانى كه در مسير قرب به خدا است، بايد به امورى معرفت پيدا كند: اول. معرفت و شناخت خداى سبحان و اسما و صفات كمال و جلال و جمال اوست تا در پرتو اين معرفت به محبت و عشق به خدا دست يابد و با اين محبت و عشق مجذوب كمال و جمال مطلق شود. دوم. شناخت مقصد و هدف است؛ يعنى بداند هدف چيست يعنى مقصد واقعى انسان ابديت و جاودانگى است.
سوم. شناخت راه رسيدن به هدف و صراط مستقيم است كه آدمى با شناخت اين راه و رهروان آن يعنى پيامبر و ائمّه معصومين (ع) اهتمام مى ورزد تا فقط در اين راه حركت كند و از راه انحرافى و پيمودن آن محفوظ باشد.
چهارم. خويشتن شناسى است؛ يعنى آدمى بداند كه كيست و چه نياز و استعدادها و چه حقوقى دارد كه بايد آن نيازها را تأمين و استعدادها را شكوفا و حقوق را ادا كند. اين خودشناسى او را وادار به حركت براى رسيدن به غنى مطلق و كمال و جمال مطلق مى سازد.
پنجم. شناخت وسايل و ابزار و لوازم پيمودن راه و موانع آن است؛ يعنى بداند ايمان و عمل صالح و تقوا و طهارت و عبادت و انجام وظيفه فردى و اجتماعى از آن ابزار سفر او به ابديت است.
هجرت
انسان پس از معرفت خدا و هدف و راه رسيدن به آن و شناخت انسان و لوازم پيمودن راه بايد حركت را آغاز كند و حركت در سلوک به هجرت و دورى از هر پليدى و ناپاكى است، زيرا پليدى نمى گذارد انسان وارد صراط مستقيم شود. انسان تا زنده است، موظف است مهاجر الى الله باشد و از پليدى هجرت كند. خداى سبحان به رسولش فرمود: ﴿و الرُّجزَ فَاهجُر﴾ از پليدى هجرت كن؛ يعنى هر انسانى موظف است از هر چه پليدى و پستى است هجرت كند.
اهل سلوک موظفند از هر چه فريباست، هجرت كنند؛ از عادات و آداب بد، از رفيق بد اعم از درونى و بيرونى، از سنت هاى باطل و ناروا و از سيرت هاى بد مهاجرت كند: هجرت از آلودگى شرک و كفر به توحيد و ايمان، هجرت از گناهان به طاعت، هجرت از جهل به علم و به طور كلى از آلودگى به پاكى و كمال.
سرعت
وقتى از پستى و پليدى مهاجرت كرد و به راه افتاد، دستور دوم و گام بعدى را بايد طى كند و آن سرعت بخشيدن به حركت مهاجرانه است؛ يعنى راه را به تندى طى كند، زيرا اگر آهسته قدم برداشت و در اين هجرت كندى روا داشت، ممكن است رهزن مانع راه او شود: ﴿و سارِعوا اِلى مَغفِرَةٍ مِن رَبِّكُم﴾ اگر به راه خير مستقيم افتاديد و پستى را پشت سر گذاشتيد و پليدى ها را رها كرديد، اين راه خير را به سرعت طى كنيد، چون اين راه مستقيم و خير است، سرعتش بى آسيب و بى خطر است.
سبقت
وقتى انسان با سرعت و تندى در صراط مستقيم حركت مى كند، نبايد هرگز به درجات پست قناعت كند، بلكه همواره پيش كسوتان راه خير را معيار و الگو قرار دهد و تلاش كند از ديگران سبقت بگيرد و بر همگان تقدم يابد و در فضائل جلوتر بيفتد: ﴿فَاستَبِقُوا الخَيراتِ﴾ در كارهاى خير گوى سبقت را برباييد، زيرا كارهاى خير فراوان است. راه خير براى هر كس در هر كسوت و پيشه اى باز است، اگرچه براى همه يكسان نيست. مسلمان بايد در راه خير نه تنها آن را شناسايى كند و انجام دهد، بلكه در پيمودن آن سرعت بگيرد و افزون بر آن بايد در كارهاى خير از ديگران پيشى بگيرد تا آن خيرات مانند مغفرت، فضيلت، عدالت و تقوايى كه به عنوان جايزه به برندگان داده مى شود نصيب او گردد.
ناگفته نماند: سبقت گرفتن در فضايل نه تنها مذموم نيست، بلكه ممدوح است، زيرا از باب مثال فروتنى انسان متواضع را خاكسار مى كند، چنين سبقتى هم خودْ محبوب است و هم سبب محبوبيت سبقت گيرنده نزد ديگران است. سبقت ناپسند و مذموم، آن است كه سبب تكبر و خودبرتربينى شود و يا بر كبر انسان بيفزايد كه هم خود نكوهيده است و هم دارنده آن مورد نكوهش خواهد بود.
امامت
بر اساس آموزه هاى الهى و توحيد، آدمى بايد از همت عالى برخوردار بوده و به اهداف بلند بينديشد و از همت پايين و اهداف پست و دون برحذر باشد و پرهيز كند. پيامبر اكرم (ص) فرمود: «إنّ الله يحبّ معالى الأمور ويكره سفسافها». خداوند همت ها و فكرهاى بلند و اهداف عاليه را دوست دارد و از كارهاى پست و فرومايه و انديشه هاى نازل اكراه دارد.
اين حديث بلند رسول خدا (ص) جوانمردى چون حسين بن علی (ع) را تربيت مى كند، هم او به ما مى آموزد، چگونه انسان به مقام بلند راه يابد و چگونه ملتى بلند همت مى شود.
با توجه به اين نكته اى كه از حديث استفاده مى شود كه انسان بايد داراى همت بلند باشد، انسان سالک نيز در مسير سلوک در جهتى حركت مى كند كه به هدف بلند يعنى به مقام لقاء الهى برسد و به پيشگاه خدا باريابد، زيرا مى داند كه ﴿ما عِندَكُم يَنفَدُ و ما عِندَ الله باق﴾؛ آنچه پيش شماست پايان پذير است و آنچه پيش خداست باقى و پايدار. و در اين رابطه نه تنها مى خواهد خود به آن مقام باريابد، بلكه مى خواهد به مقامى برسد كه امام و پيشواى ديگران شده تا ديگران به او اقتدا كنند و به عبارت ديگر، انسان وقتى در ميدان مسابقه خيرات گوى سبقت را از ديگران ربود به اين فكر نيست كه فقط خويشتن را حفظ كند و به مقصد برسد، بلكه با همت بلند به فكر امامت اهل راه بوده و مردم را هدايت مى كند. وقتى امام ديگران شد آن مقام شامخ عنداللهى شدن كم كم به روى او گشاده مى شود؛ يعنى چنين انسانى در درجه اول خود به مقصد رسيده و سپس دست ديگران را نيز در اين راه مى گيرد، امام و پيشوا و پيش كسوت ديگران كه اهل راهند مى شود: ﴿واجعَلنا لِلمُتَّقينَ اِماما﴾. خداى سبحان به آن ها كه اهل راهند دستور مى دهد كه از خدا امامت اهل تقوا را طلب كنيد؛ يعنى خدايا ما را به جايى برسان كه وارسته ها به ما اقتدا كنند و ما امام پارسايان باشيم. بنابراين براى انسان اين شايستگى وجود دارد كه پيشواى افراد خوب باشد.
نتيجه گيري
از مطالبى كه در اين نوشتار بررسى گرديد، استفاده مى شود كه اولاً انسان براى كمال آفريده شده و كمال او و بلكه بالاترين مقام و كمال او در اين است كه به جايى برسد هميشه خود را در محضر خدا ببيند و ثانياً مانع و حجاب بين انسان و خدا گناهان و شهوات و تعلقات دنيايى است كه بايد براى رسيدن به آن مقام با استفاده از مراقبه و محاسبه اين موانع را بزدايد و ثالثاً با برداشتن گام هاى پنجگانه در رسيدن به آن مقام حركت كند و آن گام ها عبارتند از معرفت، هجرت، سرعت، سبقت و امامت. انسان الهى داراى همتى بلند و هدفى والاست كه نه تنها به فكر نجات خويش نيست، بلكه با رسيدن به امامت پارسايان، اهل تقوا و پارسايى به او اقتدا كرده و با پيروى از او به مقام والاى عنداللهى شدن نايل مى شوند.

Additional Information

وزن 1260 g

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

Be the first to review “دانش و روش بندگی”